قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3286
تاريخ الفي ( فارسى )
بود ، ترك آن ولايت نموده ، امسال از ملك نور الدّين - به بهانهء آنكه والى يمن ، عبد النبى ، از اطاعت عباسيّه تمرّد نموده ، خطبهء ايشان را از آن ولايت بر طرف ساخته - رخصت گرفت كه تورانشاه به آن ولايت رفته ، گوشمال بر اصل دهد . و امّا صلاح دعات علويهء مصر كه در باب بيرون كردن صلاح الدّين با يكديگر متفق شده [ بودند ] ، قرار به آن داده بودند كه فرنگان ساحل شامات و صقليهء مغرب را برآمدن مصر تحريص و ترغيب نمايند . و چون فرنگان بر سر مصر آيند ، يقين كه صلاح الدّين يا خود به دفع ايشان خواهد رفت و يا لشكر خواهد فرستاد . اگر خود متوجّه دفع ايشان شود ، فهو المراد . ما در مصر اوّلا اهل و عيال او را دستگير نموده ، بعد از آن از عقب وى درمىآييم ، كه از يك جانب فرنگان باشند و از جانب ديگر ما ، او را از ميان برمىداريم . و اگر خود از مصر بيرون نرود و لشكرى به دفع فرنگان فرستد ، آن خود بهتر ؛ چه ، هرگاه لشكر فرستاد ، ما در مصر بر وى ريخته ، او را هلاك مىكنيم يا دستگير نموده براى ملك نور الدّين مىفرستيم . و جماعتى كه در اين مصلحت عمده بودند ، يكى عمارة بن ابو الحسن يمنى ، كه از جمله سرآمد شعراى آن روزگار بود و ديوان او الحال در ميان عرب مشهور و معروف است و فصحا و بلغا شعر او را بسيار مىپسندند ؛ چه ، قطع نظر از بلاغت و فصاحت ، خيالات دقيقه و معانى بلند دارد . و ديگر ، عبد الصمد كاتب و قاضى عويرس و داعى الدعات و جمعى از امراى صلاح الدّين نيز با ايشان اتّفاق داشتند . القصّه ، چون ايشان بر اين اراده مصمّم شدند ، كس پيش فرنگان صقليه فرستادند و استحكام كار به جايى رسانيدند كه از نسل خلفاى علويه شخصى از براى خلافت تعيين كردند و وزير و حاجب و داعى و قاضى را همه داده غايتش ميانهء رزّيك و بنى شاور بر سر وزارت [ 131 الف ] مناقشه بود كه بنى رزيك وزارت براى خود مىخواستند و بنى شاور دعوى آن براى خود مىكردند . و چون به اينجا رسيدند ، عمارهء شاعر گفت كه « اوّلا در اين مهم عمده آن است كه برادر ملك صلاح الدّين ، تورانشاه ، را از مصر بيرون كنيم ، كه اگر در اينجا باشد ، دست يافتن بر صلاح الدّين اشكال عام دارد ، و بر تقدير آنكه برو دست يابيم ، او قايممقام تواند شد . » بنابراين عماره اختلاط با تورانشاه گرم ساخته چندان تعريف بلاد يمن و وسعت آن و كثرت حاصل آن ديار به او بازگفت كه تورانشاه عاشق بلاد يمن شد و در باب استعداد رفتن به آن ديار اهتمام نموده در غرّهء شهر رجب از مصر روى به مكّه نهاد . و چون به مكّه رسيد بعد از اداى مراسم طواف بيت اللّه الحرام عنان عزيمت به صوب بلاد يمن منعطف نمود . عبد النبى ، صاحب يمن ، از كمال غرورى كه داشت ، تورانشاه را لقمهء آسان خود مىدانست . بنابراين به شآمت غرور در معركه دستگير شد و زن عبد النبى كه او را حرّه گفتندى